کلبه دوستان
آرشیو وبلاگ دی ۸٩
خرداد ۸٥
تیر ۸٤
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢

لینک دوستان  

پرشين وبلاگ

شرکت کیهان رایانه
ليست وبلاگ هاي فارسي

ایران عشق آزادی

شاعری در اتاق مجازی

راز شقایق

دختر عموی گلم

شقایق عاشق

Meursault Roquentin

خاتون شرقی

ساحل آرامش

همسفر مهتاب

تنها مسیح

جوان ها

دوستت دارم ها

همسفر مهتاب

 

صفحه کهنه يادداشتهاي من

شاعري در اتاق مجازي

واسه بچه کلاغاي دلم

پیوند مشکی پوش

صداي سخن عشق

کــــــــــرند

اراجيف مزمن

تنهامسيح

دونیمه روشن

آنسوی عشق

انسان مه آلود

آشفته بازار

الهام

نيكي

شريف

ياس تنها

ناهيد

شکوفه ياس

سيب كاغذي

سکوت باران

پنجره اي رو به عشق

غريب آشنا

عـلي و فرناز

قـلي

شب مهتابي

سرگشته اي تنها

دكتر سعيد

آخرين نمه

فانوس خيس

ياشار

يك دلشكسته

پسر / دختر

بهانه اي براي زيستن

دروازه هاي انتها

يکي مثل همه

ساحل آرامش

شاه پري خانم

به انديشه آبي فكر كن

نگين آسمون هشتم

غروب دريا

افق

بيلبورد نويس

ني آوا

گل بي خار

خاتون شرقي

گل هميشه عاشق

تئاتر همين و تمام
انجمن حمايت ازگربه ها

 


خوش آمدید صفحه نخست
بايگاني شده ها
تماس با من
نویسنده وبلاگ darvishpour آمار وبلاگ unique visitors :
لوگوی دوستان

 LoversNight.us ! داستانهاي عاشقانه, شعرهاي عاشقانه , ترانه هاي عاشقانه , كليپهاي تصويري عاشقانه , 4گالري عكس عاشقانه و ... در شب عاشقا

عشق من روياي من
 

 قلم و كاغذ و احساس


 

 

 با عرض درود خدمت همه دوستان عزيز تشکر ازاينکه به بلاگ کوچک من افتخار دادين .....

اين سايت يکی از دوستان جديد من هست چيزای بسيار جالبی داره که يک نمونه از قسمت شعرش  رو اينجا نوشتم اميدوارم حتما به اين سايت سر بزنيد.....

                                                             http://www.dehkadeyesabz.com 

غريبه چقدر آشنا بوديم

 ديروز را مي گويم که صدايت کردم

و تو با جان و دل به سويم پرواز کردی تا مرهمي باشي بر قلب خسته من

غريبه يادت هست؟! آنروز پشت پنجره را مي گويم

آنروز که برايم غريبه اي  بودی ، ولي نگاهت چه آشنا بود

ولي امروز  اگر چه آشنائي ، ولي نگاهت غريبه است

و من

و قلب خسته من

تو را فراموش نخواهيم کرد

آنروز را گفتي

تو همه دنيای مني

آه که چه دنيايت را کوچک کردي  تو

قلبت قلبم را شکست

و من امروز بدون قلب

در مقابله با فردا چه کنم؟

و توای الهه بي مهری

تو بمان با آرزوهای کوچکي که بزرگشان کردي

و من هم مي مانم با روياهائي که تو برايم ساختيشان

تلخ و شيرين هر چه بود

بدان که من با آنها دنيای تازه ای خواهم ساخت

همه شور همه شوق

با تو هستم ؟ مگر گريه شوق نديده ای که اينچنين مي خندی؟

تو را به روياهايم سوگند که برو تا دل خسته من از سر درد بخندد

به جهان و هر چه در آن است

که باعث شد تو همه چيز

حتي اهورا را فراموش کني

پس  اي الهه بي مهری حساب من و تو

باشد برای دنيائي که باورش نداری

و بي شک

کودک شش ماهه ما

بهترين شاهد بر اين مدعا خواهد بود

که تو

تنها تو

شروع کننده

و پايان دهنده اين عشق ناتمام بودی

نوشته مهدی محمدی دهقاني

 مهر 1382

 

پيام هاي دوستان عزیزم               دوشنبه ٥ امرداد ،۱۳۸۳ - پارسا درویش پور