با عرض درود خدمت همه دوستان عزيز تشکر ازاينکه به بلاگ کوچک من افتخار دادين .....

اين سايت يکی از دوستان جديد من هست چيزای بسيار جالبی داره که يک نمونه از قسمت شعرش  رو اينجا نوشتم اميدوارم حتما به اين سايت سر بزنيد.....

                                                             http://www.dehkadeyesabz.com 

غريبه چقدر آشنا بوديم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 ديروز را مي گويم که صدايت کردم

و تو با جان و دل به سويم پرواز کردی تا مرهمي باشي بر قلب خسته من

غريبه يادت هست؟! آنروز پشت پنجره را مي گويم

آنروز که برايم غريبه اي  بودی ، ولي نگاهت چه آشنا بود

ولي امروز  اگر چه آشنائي ، ولي نگاهت غريبه است

و من

و قلب خسته من

تو را فراموش نخواهيم کرد

آنروز را گفتي

تو همه دنيای مني

آه که چه دنيايت را کوچک کردي  تو

قلبت قلبم را شکست

و من امروز بدون قلب

در مقابله با فردا چه کنم؟

و توای الهه بي مهری

تو بمان با آرزوهای کوچکي که بزرگشان کردي

و من هم مي مانم با روياهائي که تو برايم ساختيشان

تلخ و شيرين هر چه بود

بدان که من با آنها دنيای تازه ای خواهم ساخت

همه شور همه شوق

با تو هستم ؟ مگر گريه شوق نديده ای که اينچنين مي خندی؟

تو را به روياهايم سوگند که برو تا دل خسته من از سر درد بخندد

به جهان و هر چه در آن است

که باعث شد تو همه چيز

حتي اهورا را فراموش کني

پس  اي الهه بي مهری حساب من و تو

باشد برای دنيائي که باورش نداری

و بي شک

کودک شش ماهه ما

بهترين شاهد بر اين مدعا خواهد بود

که تو

تنها تو

شروع کننده

و پايان دهنده اين عشق ناتمام بودی

نوشته مهدی محمدی دهقاني

 مهر 1382

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zahra

در هر زمستان-کز تابش خورشيد برف از شاخه گل....چون دانه اشکی قطره -قطره-قطره-قطره...می لغزد و بر برگ گلها می نشيند...يا در شبی سرد...هر گه که تک تک می خورد بر پشت شيشه...انگشت باران...اشک چو باران تو می آيد به يادم....حال پريشان تو می آيد به يادم...............در هر سحرـدر هر فلق ـدر هر سپيده...کز بوسه گرم نسيم مهربانی...لبهای گل وا می شود بهر تبسم...هر شب که دست نقره افشان شهابی...خط می کشد از نور پيش چشم مردم...در شامهای سيمگون ماهتابی...کز ماه گرد نقره ريزد بر گل ياس...هر شب که مه می خندد و از آسمانها....تک تک ستاره ميدمد همرنگ الماس....لبهای خندان تو می آيد به يادم...آری تو می آيی به يادم...تنها تو می آيی به يادم...* مهدی سهيلی* بازم سلام...بازم آرزوی موفقيت و سربلندی دارم برات و باز خدانگهدار

Roya

سلام پارسا جان...شعر قشنگی بود...برای تو عزيز و دوستانت روزهای خوشی رو آرزو ميکنم... شاد و سلامت باشی عزيز...به روز شدم...

mehrdad

دلم ديدن ترا زارميزند / از شدت غم خود را بدار ميزند / ای دل ترا چه به عاشقی / شاخه ارزوی ترا خار ميزند / هزار بار گفتمت پرهيز کن / حيا نکردی و غمت هوار ميزند / م/ شيدا / مخلص...///

الهام

خيلی خونشل بود. کلی لذت بردم

milad

porsida doost behtare ya baradar? .... goftoost baradariye ke adam motabeghe meylesh entekhab mikone!!!!!!!! salam parsa jan omidvaram har ja ke hasti movafagho salamat bashi va rooz be rooz web logat bishtar shebe be keyvan jan ham salam beresoon ishala ke hame dore ham lahazate khoobo khoshi dashte bashin

عروسک

سلام...من اولين بار که ميام تووبلاگت ولی از وبلاگت خوشم امد شعر زيبايی بود به سايت دوستتون نيز سر زدم ممنونم از معرفيتون به من يز سر بزنيد منتظرم...بای

شقایق

با عرض درود و احترام .بنده مانند شما و دوستانتان اشعار ادبی را نمیدانم که در جواب به شما بگویم .اما سایت شما بسیار زیبا تر شده و شعر اول نیز بسیار زیبا است .امیدوارم که موفق باشید و فرصت up کردن سایتتان را داشته باشید .

paeez

سلام پارسا جون خسته نباشيد .... نميدونی چقد دلم واست تنگ شده ... ايشالله بتونم يه بار ديگه هم تو رو ببينم ... در ضمن ممنون از اينکه تو اين چند مدت پيش کله ام رو تنها نذاشتی .... بلاگتم خيلی جالب و ديدنی شده ... يا علی

farzad

salam dooste man ,shere zibaee bood , manam be roozam , khoshal misham be kolbeye manam sari bezani , ya hagh